بخش هایی از برنامه گنج حضور–قسمت 18
سکوت و تسلیم در مرکزِ این آموزش است. تسلیم یعنی پذیرشِ اتفاقِ این لحظه قبل از قضاوت. معنیاش این نیست که ظلمِ دیگری را، قبول میکنیم، منِ ذهنی این را میگوید. نه این اشتباه است. تسلیم به این معنی که واکنش نشان نمیدهیم. تسلیم، شما را به خِرَدِ زندگی، وصل میکند. خِرَدِ زندگی راهنمایِ شما خواهد بود. ولی ا...
الماسهایی از مولانا – قسمت هشتاد و هشت
ﺑﺴﻮﺯ ﺍﯼ ﺩﻝ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺧﺎﻣﯽ ﻧﯿﺎﯾﺪ ﺑﻮﯼ ﺩﻝ ﺍﺯ ﺗﻮﮐﺠﺎ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺁﺗﺶ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﻮﯼ ﻋﻮﺩ ﺁﯾﺪ —————- مرگ هر یک ای پسر همرنگ اوستپیش دشمن دشمن و بر دوست دوست پیش تُرك آیینه را خوش رنگیستپیش زنگی آینه هم زنگیست آنک میترسی ز مرگ اندر فرارآن ز خود ترسانی ای جان هوش دار روی زشت تست نه رخسار مرگجان تو همچون درخت و مرگ بر...
الماسهایی از مولانا – قسمت هشتاد و نهم
من نخواهم عشوه هجران شنودآزمودم، چند خواهم آزمود ؟ ———— عشوه هجران :درد دوری که از هم هویت شدگی ها ایجاد میشود. ——————————————— آبِ گل خواهد که در دریا رودگِل گرفته پای او را می کشد. دسته بندیها: الماس هایی از مولانا برچسبها : <<مولانا>> This entry passed through the Full-Text RSS service - if this ...
الماسهایی از مولانا – قسمت نود
درد است که آدمی را راهبر است. در هر کاری که هست، تا اورا درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد، او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد در او را میسرنشود – خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غیره، تا مریم را درد زه پیدا نشد، قصد آن درخت بخت نکرد که: فَأَجَاءهَا...